آیا کاشت پسته خیانت است؟

بی‌توجهی به آبخوان‌های زیرزمینی مناطق پسته‌خیز سبب شده است تا برخی پژوهشگران هزینه فایده آن را چندان مناسب نبینند؛ چرا که آیندگان را در نظر نگرفته است.
بی‌توجهی به آبخوان‌های زیرزمینی مناطق پسته‌خیز سبب شده است تا برخی پژوهشگران هزینه فایده آن را چندان مناسب نبینند؛ چرا که آیندگان را در نظر نگرفته است.

پارسا ارشدی

پژوهشگر ارشد آب

رابطه صنعت پسته با آب رابطه درهم‌تنیده و عجیبی است. رشد روزافزون صنعت پسته در چهار پنج دهه گذشته، به ویژه در مناطق متکی به منابع آب زیرزمینی، سبب تشدید رقابت بر سر برداشت از منابع استراتژیک آب زیرزمینی و تخریب زیاد برخی از آبخوان‌های مهم کشور شده است. آبخوان‌هایی که امکان احیای برخی از آنها بسیار سخت و شاید ناممکن باشد.

 از طرف دیگر، در دهه اخیر پایین‌ رفتن سطح آب زیرزمینی و تخریب آبخوان، منجر به خشک شدن باغات پسته، کاهش سطح زیرکشت و تولید آن و از بین رفتن سرمایه‌گذاری‌های هنگفت شده است.

این مسئله صنعت پسته را با چالش جدی روبه‌رو کرده است که در ادامه سعی می‌شود تصویری کلی ارائه شود.

اتکای پسته به آب زیرزمینی

در ایران صنعت پسته را یکی از بخش‌های اقتصادی مهم غیرنفتی و ارزآور می‌دانند. این صنعت در طول دهه‌‌های گذشته از دهه 1340 شمسی تا امروز به صورت چشم‌گیری رشد کرده است؛ یعنی از حدود 6000 تن در سال (بنا به گزارش فائو در سال 1961) به حدود 250 هزار تن در سال رسیده.

از این میزان تنها ۱۰ درصد آن مصرف داخلی و ۹۰ درصد دیگر صادر می‌شود. تولید این محصول در مناطقی از کشور که به طور کامل متکی به منابع آب زیرزمینی هستند، متمرکز است.

 به گونه‌ای 80 درصد پسته تولیدی در ایران در شهرستان‌های رفسنجان، زرند، سیرجان، انار و کشکوییه در استان کرمان تولید می‌شود.

 از این رو، در این شهرستان‌ها حیات صنعت پسته به طور کامل متکی به آبخوان‌های آب زیرزمینی است. مطابق محاسبات انجمن پسته ایران برای تولید هر کیلوگرم پسته در ایران حدود 76.5 مترمکعب آب در سال مصرف می‌شود.

اما در ارتباط با اثر توسعه صنعت پسته بر تخریب منابع استراتژیک و تمدن‌ساز آب زیرزمینی در این خطه، چند سال پیش یکی از بزرگان صنعت پسته، مطلبی را منتشر کرد که بسیار تامل برانگیز و کلیدی بود تحت عنوان: «من در یک خیانت بزرگ شرکت کردم.»

شالوده حرف این بود که تولید سالانه 250 هزار تن پسته که مقصد بیش از 90 درصد آن بازارهای جهانی و رنگین کردن سفره‌های خانواده‌های اروپایی و گاه امریکایی بوده است، به قیمت تخلیه آبخوان‌ها و برداشت از منابع استراتژیک آب زیرزمینی بوده است.

 در این خطه کشور بالندگی تمدن ایرانی بر دوش این منابع بوده و هوش قنات‌ساز ایرانیان باعث شده تا حیات ما برای هزاره‌ها  برقرار باشد.

 این سوداگری و تولید ناپایدار که به تاراج منابع آب زیرزمینی منجر شده و نسل‌های آینده را فراموش کرده، امروز دامن گیر صنعت پسته شده است.

پسته در باتلاق کمبود آب

از طرف دیگر، تخریب آبخوان‌ها و از بین رفتن منابع آب زیرزمینی خود گلوگاه و باتلاقی برای صنعت پسته تبدیل شده است.

به گونه ای که به روایت جهاد کشاورزی استان کرمان، در دهه اخیر هر سال به طور متوسط حدود هشت هزار هکتار باغ پسته به دلیل کمبود آب تنها در استان کرمان خشک می‌شود.

 این موضوع منجر به افت شدیدی در میزان تولید پسته در ایران و از بین رفتن سرمایه‌گذاری‌های بزرگ انجام شده در این حوزه شده است.

یعنی تولیدکنندگان پسته به دنبال یافتن مناطق مساعد از نظر آب‌وهوایی و منابع آبی به دیگر نقاط کشور در حال کوچ هستند تا در مناطق دیگر هم با هزینه بومیان آن منطقه و نسل‌های آینده آنها پسته برای کشورهای توسعه‌یافته تولید کنند.

این کوچ تولیدکنندگان پسته به مناطق دیگر راهکاری است که برخی از آنها برای رفع مسئله آب انتخاب کرده‌اند، اما نگاه به برداشت از آبخوان‌های زیرزمینی مناطق اصلی تولید پسته نشان می‌دهد که برای برداشت از منابع آب این آبخوان‌ها مسابقه‌ای برقرار است. گویی می‌خواهند تا آخرین قطره آب را مصرف کنند.

از طرف دیگر، هیچ امیدی یا کنش جدی و همدلانه و جمعی برای کاهش برداشت و احیای آبخوان‌های آب زیرزمینی صورت نمی‌گیرد و همگان در ذهن و عمل به این جمع‌بندی رسیده‌اند که تنها به دنبال یک تشییع جنازه آبرومند برای آبخوان‌های این مناطق باشیم.

 نهادهای دولتی هم به عنوان حافظ خیرِ عمومی و منافع جمعی که مسئول حفاظت از این منابع از تخریب آن است، دست‌های تسلیم را بالا برده و چون طفلی عاجز و ناتوان با راهکارهای غیراثربخش و کلیشه‌ای تنها در حال برگزاری مناسک برای سرگرم کردن و پرکردن برگه‌های صورت عملکرد خود است. در نتیجه هیچ جدیتی در بازیگران اصلی برای تغییر شرایط موجود وجود ندارد.

پایان سخن اینکه به طور کلی وقتی توسعه به صورت ناپایدار و بدون توجه به محدودیت‌های جغرافیایی و با اصرار به مکیدن و تمام کردن شیره جان و ذخایر یک کشور و منطقه باشد، محکوم به زوال و فروپاشی است.

 صنعتی که برای بالا بردن سطح تولید به محدودیت منابع آب خود نگاه نکرد و افسارگسیخته به توسعه تولید کشت پسته به هزینه حیات نسل آینده پرداخت امروز خود در باتلاق بحران آب گیر افتاده و نگران از بین رفتن سرمایه‌گذاری‌های انجام شده است.